تبليغاتX
.


.
85/02/27 16:5

دلتنگ تر از همیشه...

 

هر بار ادامه را پیش رفتم گویی به آخر راه رسیدم !

انگار هزاران هزار آدمک به من میخندند .  

هوا سرد است ٬ نه از برای بی کسی ام !

سرد است که گرمی راه برایم آسان جلوه کند .

که باز پیش روم ...

نمی دانم چرا ! ولی انگار همه همراه شده اند

که من تنها تر از همیشه باز پیش روم

کاش چشم هایم بیشتر می دیدند .

کاش صدای خش خش برگهای به پاییز تبعید شده ی عشق پاکم را

زود تر میشنیدم .

باز تنها می مانم !

خوب می فهمم !

سال هاست که کارم شده رفتن و رفتن !

سال هاست که کار مردمان چشم هایم شده باریدن و باریدن !

کاش میشد بمانم !

کاش مهربان تر میشدند این آدمکان !

اکنون که به دوردست فکر میکنم او در خیالم رفته است ٬

ولی باز میروم

شاید بماند !

انگار رسیده ام ٬

همین جاست .

ولی !!!

هیچ کس نیست .

 

باز تنها ماندم

باز بی من رفت ...!؟

سروده شده در ۱۷ / ۳ / ۸۵

نویسنده FARHAD GHORBANPOUR | موضوع: | لینک ثابت |
تمام حقوق اين وبلاگ به صورت روزانه ثبت و به نام نويسنده نگهداري مي گردد . هر گونه استفاده از مطالب بدون ذکر نام آقاي فرهاد قربان پور پيگرد قانوني دارد

œ
Copyright © 2006 - Site bus: FARHAD GHORBANPOUR & Designer: Hessam Sedaghati تمام حقوق اين وبلاگ به صورت روزانه ثبت و به نام نويسنده نگهداري مي گردد . هر گونه استفاده از مطالب بدون ذکر نام آقاي فرهاد قربان پور پيگرد قانوني دارد